خرید بک لینک

اثر علِّی محتوی

چون محتوی یک حالات گرایش گزاره ای از حیث علِّی با رفتارهای مرتبط با آن حالت مربوط هستند. اما ملاحظه کنیم که محتوی حالات ذهنی یک حالات گزاره ایی هویاتی انتزاعی هستند، یعنی، گزارهها بیشتر به اشیاء ریاضی شبیه اند تا چیزهایی که در قلمرو انضمامی فیزیکی یافت ميشوند، و اینکه توان علِّی حالات ذهنی وابسته به گزارههایی است که ظاهراً فاقد توان علِّی هستند که کاملاً ناموجه مينماید. این موضوع که این حالت ذهنی چگونه می توانند بر انجام دادن عملی یا انجام ندادن آن در رفتار ما اثر بگذارند مسئله اثر علِّی محتوی ذهنی نامیده می شوند.

با مقایسه این موضوع با اعداد ميتوانیم درک بهتری نسبت بدان داشت. بنابر نظر اغلب فیلسوفان گزاره ها، مانند اعداد هویتی انتزاعی دارند، اما دلایل داریم مبنی بر اینکه گزارههای انتزاعیتر از اعداد هستند. در واقع، همان طور که فرض وجود اعداد لازمه صدق بخشی از ریاضیات است. فرض وجود گزارهها لازمه صدق رفتار ما هستند. مثلاً، اگر من باور داشته باشم برف سفید است و احسان باور نداشته باشد، در این صورت اگر این «چیز» یک گزاره نیست پس چیست؟ و اگر منکر وجود گزارهها شویم ظاهراً ناچاریم در صدق شمار بسیاری از باورهای مان که به همان قطعیت صدقهای ریاضی هستند صرف نظر کنیم.

جاناتان لو بین توان علِّی و ربط علِّی، و از آنجا بین تاثیر علِّیو ارتباط علِّیتمایز قائل شده است. به نظر وی ميتوانیم استدلال کنیم محتوای ذهنی می تواند واجد ارتباط و ربط علی باشد ولی فاقد توان علِّی و تاثیر علِّی است. یک هویت ارتباط علِّی با پدیده ای دارد اگر ارجاع به آن هویت نقش غیرزایدی در تبیین علِّی آن پدیده ایفاء کند. اما یک هویت تاثیر علِّی دارد اگر حقیقاً بتواند علت پدیده ایی واقع شود. بدین ترتیب محتوای ذهنی واجد اولی ولی فاقد دومی است.

ميتوان گفت گزارهها فاقد تاثیر علِّی هستند، اما در عین حال چون ارجاع به گزارهها نقش غیرزایدی در تبیینهای علِّی ایفاء ميکنند واجد ربط علِّی هستند. پس اجازه دهید دوباره این پرسش را دقیقتر بپرسیم: چگونه ارجاع به گزارهها نقش غیرزایدی در تبیین علِّی رفتار آدمي ایفاء میکند در حالیکه گزارهها هویاتی صرفاً انتزاعی اند؟

منشاء محتوی حالات ذهنی

این سوال که چه چیزی حالات گرایش های گزاره ایی را واجد محتوی گزاره ایی ميکند، مسئله منشاء محتوی حالات ذهنی است. این نظریه مطابق رویکرد طبیعت گرایی مدعی است محتوی حالات ذهنی ميتواند حاصل حالات فاقد محتوی اشیاء طبیعی باشد. مطابق نظریه بازنمود ذهنی موارد کدمغزی واجد محتوی معنادار گزاره ایی اند، چون حالات گرایشی، حالاتی بازنمودی اند. مثلاً، باور فرزاد به اینکه "برف سفید است" بازنمودیی از جهان است که ميگوید جهان به شیوه معینی هست و یا هنگامی که فرزاد تمایل دارد هوا بارانی باشد؛ از بازنمود ذهنی حکایت ميکند که سوژه تجربه یعنی فرازد ميخواهد جهان چگونه باشد. به همین منوال ميتوانیم درباره ترس، امید، تنفر و سایر حالات سخن بگویم. هر یک از این جهتهای هست بودن و چگونه بودن اوضاع امور جهان را جهتهای انطباق ميگویم.

رویکرد دیگر به منشاء محتوی ذهنی رویکرد غایت شناسانهبه بازنمود است. ایده مرکزی این رویکرد ابتناء به نظریه زیست شناختی تکامل توسط انتخاب طبیعی است. مطابق این نظریه حالات ذهنی اساساً حالات زیستی اندامها هستند، بطور نمونه، قلب در رویکرد غایت شناسانه، کارکرد یا عمل پمپاژ کردن خون در بدن را بر عهده دارد. بدین ترتیب، قلب بمنظور پمپ کردن خون در بدن ميتپد و عمل قلب بسان ابزاری جهت نیل به هدف معینی، یعنی خون رسانی به تمامی اعضاء بدن می باشد. از این منظر ميتوانیم احتمال زیاد راجع به منشاء محتوی ذهنی مدعی شویم که به برخی ويژگيهای ذهنی و رفتاری محصول گزینش تکاملی هستند.(لو، 1995، ص 99-95) این ويژگيهای ذهنی و رفتاری در طول زمان بر اساس شرایط موجود بعنوان محتوی از یک اتفاق ویژه شکل گرفته و معنا یافته اند.

تعیین محتوی

تا اینجا معلوم شد که حالات گرایش گزاره ایی واجد محتوی هستند و چیستی این حالات چیستی گزاره سازنده محتویاتشان است، پس همانطور که باور فرزاد به اینکه «برف سفید است» با باور من به اینکه «برف سفید است» فرق دارد، چون من و فرزاد دو شخص متفاوت هستیم؛ همچنین باور فرزاد به اینکه «برف سفید است» با باور او به اینکه «چمن سبز است» نیز از حیث عددی با هم فرق دارد. در عین حال ممکن است که ما تنها درباره این باور که «باران ميبارد» سخن بگویم. در آن صورت اینکه فرزاد باور دارد «باران ميبارد»، این محتوی را چه چیز، یا چه چیزهایی تعیین ميکند، با هم فرق دارد. در اینجا در ميیابیم که باریدن باران در بافتهای مختلف ميتواند بیانگر گزارههای متفاوتی باشد. وقتی من در تهران ميگویم «باران ميبارد» گزاره ام همانی نیست که فرزاد در مازندران بگوید «باران ميبارد»، همچنین اگر من در تهران بگویم فرزاد در شمال باور دارد هوا بارانی است. کدام گزاره را باید محتوی باور او بشمارم؟

تمام این موارد بحث درباره تعیین محتوی است. در اینگونه مسائل سوال اینست که دقیقاً چگونه محتوی گزاره ایی یک باور را از دیگر حالات گرایش تمییز دهیم و چگونه تعیین کنیم که محتوی باور یا هر حالت گرایش گزاره ای مان را چه چیزی تعیین ميکند. در تمام این موارد به نوعی محتوی این باورها بطور تلویحی اشاره ای هستند و عوامل زمینه ایی و بافت به محتوی گزاره ای محتوی حالات گرایشی را بوجود ميآورد.

در ضمن می توانید مطالب کامل این موضوع را در کتاب Lowe E.J. An Introduction to the Philosophy of Mind فصل چهارم کتاب بخوانید اصل کتاب انگلیسی را می توانید از اینجا دانلود نمائید. ترجمه از این کتاب از طرف نشر مرکز با ترجمه امیر غلامی سالها پیش به بازار نشر عرضه شده است.

برچسب: نویسنده: حمید نجفی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 12:35

صفحه بندی