سؤالی که ممکن است مطرح شود اینست که اصلاً چه نیازی به پدیدارشناسی داریم؟ به قول اسپیلگبرگ «اگر پدیدارشناسی بداعتی دارد این بداعت در کجاست؟» (جنبش پدیدارشناسی: 1026) و «روش پدیدارشناسانه چه افاداتی میتواند بکند که سایر روشها نمیتوانند به همان خوبی یا بهتر از آن ارائه کنند، اگر اصلاً چنین افاداتی از این روش بر میآید؟» (همانجا) خود او چنین پاسخ میدهد: «پژوهش دربارهی پدیدارهای خاص با شیوه تحلیلی و توصیفی کاری است که رویکردهای دیگر-اعم از فلسفی، علمی و هنری- با توفیق چشمگیری آن را در پیش گرفتهاند، اما پدیدارشناسی چنین کاری را بطور آگاهانه، سنجیده، بکار گرفته است» (جنبش پدیدارشناسی: 1027) شاید مهمترین نکته درباره روش پدیدارشناسی حرمتگذاری فلسفی به شیء همچون چیزی که باید بسوی او رفت و او را به سخن آورد، نه روشی از پیش تعیّنیافته که باید در قالب خاص تعلیل و تحلیل شود، از همینروی روش پدیدارشناسی تخطی آگاهانه از «هنجار در زمانهای قرین تقلیل گرایی، دلیل وجودی پدیدارشناسی بههنگام زایش آم بود.»(جنبش پدیدارشناسی: 1028) (همچنین نگ پدیدارشناسی چیست؟ دارتیگ: 11-10)
تاریخ پدیدارشناسی نشان میدهد به تعداد پدیدارشناسان ارائه تعریفی از پدیدارشناسی امکانپذیر است؛ علاوه بر اینکه «پدیدارشناسی به عنوان ابزاری برای کارهای به غایت مختلف بکار گرفته شده است» (جنبش پدیدارشناسی: 979)، از موضوع آگاهی، ادراک، اخلاق، وجود خاص انسان، وجودشناسی، همه و همه نشان میدهد که تعریف پدیدارشناسی در قالب معین کاری به غایت دشوار است. با این همه، برخی پدیدارشناسی را «قاعدهای کلی است تا تنها چیزی که در ساحت انسان بطورکلی ظهور مییابد مورد بحث فلسفی قرار گیرد.»(جزوی دکتر خاتمی: 1385: 22) دانستهاند. در مدخل پدیدارشناسی هوسرل در دایره المعارف بریتانیکا از هدف پدیدارشناسی تبیین کافی آگاهی بشر و نشان دادن آنست که فلسفه چیزی بجز علم آگاهی نیست.
در یک دسته بندی سه جریان عمده در پدیدارشناسی وجود دارد:
مطمئناً هوسرل را باید در جریان اول این دسته بندی قرار دهیم و او را باید مؤسس پدیدارشناسی بنامیم. هرچند برانتانو و نقش مهمی در شکل گیری پدیدارشناسی داشته است لیکن موفق به تاسیس پدیدارشناسی نشد. آنچه درباره هوسرل می توان گفت آنست که او «دریافت کاملاً پروردهایی از پدیدارشناسی» (جنبش پدیدارشناسی: 980) داشت.
برچسب:
نویسنده: حمید نجفی